مولف ناشناخته

ديباچه 70

تاريخ شاهى ( فارسى )

دولت او دولتى بود قويم و روزگارش روزگارى بود مستقيم ، در ايوان سلطنت و مملكت قيدافه اسلام و بلقيس ايام گشت و در خدر عصمت و طهارت رابعه كردار و زبيده‌وار آمد . » اين ملكه عالى همت اول كارى كه كرد تكميل بناى مدرسه بود بدين معنى كه دستور داد مرقد شوهرش سلطان قطب الدين را تعمير كردند ( كه همان مقبره براق باشد ) و در جوارش مدرسه را توسعه داد و اموال و املاك فراوان بر آن وقف كرد « 1 » . اين مدرسه ابتدا بنام قطب الدين شوهرش معروف به مدرسهء قطبيه بود و بعدها بنام مدرسهء عصمتيه معروف گشت : لقب او « عصمة الدين تركان » بود . دربارهء شروع و مبناى عمليات خير و آبادانى اين زن در تذكرة الاولياء محرابى داستان خواب جالبى ذكر شده است بدين صورت « . . . تركان خاتون در به دو حال كه هنوز حكومت و قوت نداشته واقعه‌اى عجيب ديده چنان كه تقرير آن به ركاكت مىكشيده . ظاهرا در واقعه‌اى ديده كه مجموع خلق بر او مىگذرند ! و از تعبير اين مدتى عاجز و متحير بوده و اين خبر به بابا ( مقصود بابا لواف از صوفيان آنزمان است ) رسيد ، يا بر او كشف شده و فرموده كه بازگشت همه‌كس با او باشد و نفع اوعام باشد و بهمه‌كس برسد و هيچكس از نفع و خير او محروم نماند . . . و همچنان بوده كه تعبير كرده‌اند « 2 » » . ظاهرا تعبير مولانا اگر هيچ‌جا صادق نباشد در مورد « ناى خاتونى » مى - تواند مصداق بيابد و آن عبارت از ناوهائى است ( ناو و ناى حلقه‌هاى بزرگ ساخته و پخته شده از گل كه در كرمان داخل قنات مىگذارند و در حكم لولهء قنات است تا آب به زمين فرو نرود و از سقف قنات خاك ريزش نكند ) كه هنوز به نام او معروف مانده . ظاهرا بدستور اين زن ناوهايى بقطع بزرگ كه مقنى مىتوانست

--> ( 1 ) - ناصر الدين منشى كرمانى سمط العلى ص 40 ( 2 ) - محرابى كرمانى تذكرة الاوليا چاپ كوهى ص 76